|
اگه دلت گرفته ... اگه تنهایی ... اگه بی قراری ... بیا تو ... هر روز با یه مطلب جدید ...
|
وبلاگ بيقراري تعطيل شد ...
براي ورود به وبلاگ پاي تو سوختم بي وفا بر روي
آدرس زير كليك كنيد...
قرار ما به رفتن بود نگو چي شد نميدونم
خودم گفتم تمومش كنم خودم ميگم نميتونم
نميدونم كجا رفتم نميدونم دلم چي شد
درست تو بدترين لحظه ببين كي عاشق كي شد
فقط حرفامو باور كن تقاص عشق تو كم نيست
بمون هم پاي من مگه عشق تو آدم نيست
تو خاكستر شدي با من دارم ميميرم از اين درد
بيا اين خونه اين كبريت تلافي كن ولي برگرد
من از آغاز اين قصه ازت چيزي نفهميدم
نميدونم چرا حالا چرا اينجا تو رو ديدم
چقدر ديونگي دارم تمام قلبم آشوبه
تو آرومي نميدوني چقدر ديونگي خوبه
تمام قصه بازي بود تموم شد هيچ رازي نيست
كسي كه روبرو شي تو از اينجا مرد بازي نيست
فقط حرفامو باور كن تقاص عشق تو كم نيست
بمون هم پاي من مگه عشق تو آدم نيست ...
اگر چه رفتن سخت است ... اما ماندن اینجا سخت تر است ...
پس میروم ... نمیدانم به کجا ... نمیدانم ...
خداحافظ برای همیشه ...
دل به سفر دادمو كسي منو صدا نكرد
نگاه عاشقونه اي منو آشنا نكرد
فكر جدايي از دلت منو ديونه مي كرد
يه لحظه راحتم نذاشت داغ دلم تازه مي كرد
فكر نمي كردم نتونم تو رو فراموشت كنم
گفتم شايد نبينمت چند روزي عادت بكنم
حتي نميشه باورم كاري كه كردي با دلم
نميدونم اون كيه كه نگاتو دزده ازم
بگو دلت يه جاي ديگه ست دارم از چشمات ميخونم
ديگه اين گرميه دستات ماله دستاي ديگه ست
نميتونستم بمونم وقتي برام غريبه اي
اگه قسمتم همينه اگه بي صدا شكستم
خداحافظ برای همیشه ...

يادمه اون روزايي كه تو با من مي موندي
حالا بگو رفتي كجا دل باز به كي تو سپردي
حالا بگو كجايي دل به كي تو بستي
چرا رفتي از پيشم دل منو زدي شكستي
مگه خودت نگفتي ميموني كنارم
حالا ديگه تو رفتي و منو تنهام گذاشتي
پس چي شد اون همه حرف
ميگفتي بي تو هرگز نميشه بمونم عزيزم
تو چرا حالا رفتي تا تنها بشم
توي شبها من بي تو همش اشك بريزم
پس چي شد اون همه حرفاي قشنگت ...
پس چي شد اون دوست دارم ها .. اون عشقت ...

مي گفت دوست دارم ، ولي بايد ميرفتم
وقتي مي گفت نرو ، چشامو من بستم
تو خواهشا و گريه هاش تنهاش گذاشتم
دلم ميخواست بمونم ، راهي نداشتم
آخه نميدونست برام عمري نمونده
فرشته ي مرگ زمين اسممو خونده
خدا كنه فكر نكنه عهدو شسكستم
نره پي عشق ديگه به پاش نشستم
دلم ميخواست كه وقت مرگ پيش تو باشم
سخته برام ولي بايد ازت جدا شم
دلم ميخواست زندگيمو به پات بريزم
چي كار كنم مسافرم ببخش عزيزم
خداحافظ اي همدم و هم يار قديمي
خداحافظ اي بهاركم با من صميمي
خداحافظ ........................ خداحافظ ...

قسم خوردم كه من تا روز مرگم با تو باشم
قسم خوردم نمي بيني يه لحظه بي وفا شم
قسم خوردي كه هر جوري شده با تو ميمونم
قسم خوردم دوست دارم قسم خوردي ميدونم
ولي عهداتو چه ساده شكستي
به اين چشماي خستم دل نبستي
تا فهميدي برات عاشق ترينم
منو تنهام گذاشتي نازنينم
ازم خواستي يه روزي تا قيامت با تو باشم
منم گفتم مگه عشقم ميشه از تو جداشم
ولي حالا ازم ميخواي برم تنهات بزارم
باشه ميرم ولي هيچوقت نگو دوست ندارم
تو ميدونستي من بي تو ميميرم
ميدونستي بري آتيش ميگيرم
چرا رفتي و از من دل بريدي
مگه از اين دل ساده چي ديدي ...

غصه نخور به يادش ، ديگه تمومه كارش
ديدي خواست و خودش رفت ، تو ديگه بي خيالش
ديدي رفت و تنهات گذاشت ، با يه دنيا غم جات گذاشت
آخه ديگه اون نمياد ، اصلا تو سينش دل نداشت
اون بي وفا غرورتو شكست و رفت اون بي خدا
منو گذاشت با غم رها ، دله سنگ اون بي وفا
حالا به يادش تك و تنها ، من نشستم با اين غمها
به ياد اون روز ميخونم ، از ته دلم تو اين شبها
اون كه به من ميگفت ، ميمونه كنار من تا هميشه
ميگفت هيچي نميتونه ، باعث جداييمون شه
الهي كه خوشبخت بشه ، اينه دعاي من براش
شايد خجالت بكشه ، اون دله سنگ بي وفاش
ا
اگه گریه بزاره مینویسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اونکه دستامو رها کرد
خودت گفتی خداحافظ تموم شد
منو تو سهممون از عشق این بود
خوده تو حرمته عشقو شکستی
بریدی اخره قصه همین بود
اگه مهلت بدی یادت میارم
روزایی رو که بی تو عینه شب بود
تمومه سهمت از دنیا عزیزم
بزار یادت بیارم یک وجب بود
بهت دادم تمومه اسمونو
خودم ماهت شدم اروم بگیری
حالا ستاره ها دورت نشستن
منو ابری گذاشتی داری میری
بیا برگرد ازین بن بسته بی عشق
بزار این قصه اینجوری نباشه
اخه بذره جدایی رو چرا تو
چرا دستایه تو باید بپاشه
خداحافظ نوشتن کاره من نیست
اخه خیلی باهات ناگفته دارم
اگه گریه بزاره می نویسم
اگه مهلت بدی یادت میارم ...